یکشنبه یکم مهر 1386
جمهوريت 4 (وجود فعاليتهاي حزبي گسترده (آزادي احزاب) و انتخابات آزاد). قسمت پاياني
پاورقي: در پست پيشين به مبحث "وجود مطبوعات و رسانه هاي آزاد در كشورهاي مردم سالار" پرداختيم. در اين پست كه قسمت پاياني "سلسله نوشتارهاي جمهوريت" نيز مي باشد به اختصار به مبحث "وجود فعاليتهاي حزبي گسترده و انتخابات آزاد" خواهيم پرداخت.
................................
انتخابات فرآیندی است دموکراتیک، و مهمترين عامل برای تشکیل ارگانها و مسئولان حکومتی در جوامع مدنی میباشد. در انتخابات معمولاً افرادی که برای تصدی مسئولیتهای حکومتی نامزد شدهاند اقدام به تبلیغات گسترده مینمایند و مردم بر اساس نوع برنامه و خط مشی این افراد، رای خود را به صندوقهای رای میاندازند.
انتخابات اگرچه فرآيندي خاص مردم سالاري به شمار مي رود، اما بسياري از كشورهاي با حاكميت از نوع اقتدارگرا يا نيمه اقتدارگرا نيز از آن بهره اي هرچند ناچيز و به سبك خود، مي برند.
اما در اصل فلسفه وجودي احزاب مختلف با انتخابات آزاد رابطه مستقيم دارد. چرا كه وجود احزاب گوناگون به معناي وجود چند صدايي در جامعه است. به طور قطع در جوامع امروزي با گسترش جمعيت انساني، همه مردم قادر نخواهند بود خواسته خود را به گوش سنگين حاكمان -و مسئولان حكومتي- برسانند. از اين رو با توجه به نوع مطالبات در قالب گروههاي مختلف –احزاب- گرد هم مي آيند و از طريق آنها به بيان و برآوردن خواسته هاي كوچك و بزرگ خود، و از آن مهمتر سعي در «كسب قدرت» مي پردازند.
به همين دليل است كه مي توان گفت: «آنگاه كه در جامعه اي فقط يك يا دو حزب "فعال" وجود داشته باشد–بر روي كلمه "فعال" دقت كنيد- ، گويي صداي باقي افراد جامعه خفه شده است و اصلا به گوش نمي رسد. زيرا نادر است جامعه اي كه نوع مطالبات مردمش را بتوان در قالب يك يا دو حزب دسته بندي شود... .»
با اين اوصاف واضح و مبرهن است كه در جوامعي كه مدعاي مردم سالاري دارند، در آنها بايد اجازه فعاليتهاي حزبي "گسترده" هم وجود داشته باشد، نه اينكه احزاب به حاشيه رانده شوند، يا لزوم وجود آنها انكار شود، و يا عدم وابستگي به حزب به عنوان افتخاري محسوب شود و... .
اما چگونگي فعاليت حزبي گسترده به چه شكل است:
تصور كنيد جوامعي را كه يكي از احزاب "فعال" بر مسند قدرت نشسته است. حزب حاكم به طبع با قدرتي كه در دست دارد به طور مستقيم يا غير مستقيم سعي بر ماندن بر سر قدرت دارد. به طور قطع در دوره هاي انتخابات آتي، حزب غير حاكم يا آنچنان تخريب مي شود، و يا به انحاء مختلف –چون رد صلاحيت كانديداها- از حضور در انتخابات باز مي ماند. در اين چنين جوامعي حزب روي كار با قدرت و ابزارها و حتي ارگانهاي همراستاي خود –نه موافق و همراستاي با مردم- كه به دست دارد سعي در قطع دست حزب يا احزاب ديگر از "فرآيند انتخاب شدن" مي نمايد. اين در واقع همان چگونگي فعاليت حزبي گسترده را مي رساند... .
تكمله و نتيجه:
مقوله انتخابات آزاد با آزادي احزاب گره خورده و مرتبط است و رابطه مستقيم دارد. چرا كه انتخابات آزاد آن هنگام دست مي يابد كه شخصيتها يا گروههاي گوناگون –چه در قالب حزب يا مستقل- بتوانند بدون گذر از «فيلتري به نام رد صلاحيت» در معرض انتخاب شدن قرار بگيرند. در واقع اين مردم هستند كه با راي دادن يا ندادن خود نامزدها را تاييد يا رد صلاحيت كنند، نه هيچ ارگان يا شخصيتهاي ديگري.
""" در مجموع و به عبارت ساده مي توان گفت: «در حكومتهاي داراي دموكراسي حقيقي اين مردم هستند كه با راي دادن يا راي ندادن خود كانديداها را رد يا تاييد صلاحيت مي كنند. اين امر اما در جواع غير دموكرات توسط ارگانها و افرادي ديگر به وقوع مي پيوندد. و در حقيقت نقش مردم در اين ميان فقط گلچيني حاصل از گلچين است.""" در حقيقت يكي از تفاوتهاي اصلي ميان جوامع مردم سالار و جوامع اسما" مردم سالار همين است.»
جان كلام:
«مردم سالاري به طور قطع آن نيست كه عوام گمان مي كنند. اين رسم حكومتداري ملزومات اصلي و ضروري دارد كه تا آنها محقق نشود گويا حكومت فقط در اسم مردم سالار است و كه قطعا اين كار بزرگي محسوب نخواهد شد. تا وقتي كه مردم نتوانند بي هيچ ترس و تهديدي حكومت را بازخواست كنند، يا شخصيتها را به انتخاب خود به عرصه حاكميت و قدرت بفرستند، به دلخواه خود آنها را عزل و نصب و نقد كنند، و تا وقتي كه ديگران صلاحيت خود را در رد و تشخيص خوب از بد بر مردم مقدم شمارند، نام مردم سالاري –مخصوصا از نوع ديني- توهمي بيش نخواهد بود.»
به خاطر داشته باشيم: «بزرگان اسلام راستين پاكسازي جامعه از ظلم را منوط به گرفتن حق مردم بي هيچ تهديد و ترس مي دانستند. آنها حتي براي "حق مسلم" خود منتظر راي و نظر –بيعت- مردم مي نشستند؛ ما و حاكمان ما كه ديگر جاي خود داريم... .»
.........................................................................................

