دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386
يك شاخه نيلوفر، تقديم به وزارت ارشاد!!!
قانون، قانون مداري و اجراي قوانين از مهمترين اصول براي حفظ نظم و رعايت حقوق ديگران و فراتر از آن توسعه و پيشرفت كشورهاست. اما سوال اين است كه اجراي كدام قانون ارجح تر است؟ آيا اصلا در دوره ما قانوني هست كه اجراي آن مقدم تر و حياتي تر از بقيه باشد؟.
باب صحبتم در مورد ""فيلم سنتوري و حذف شدن صداي محسن چاووشي"" از آن است.
اينكه "چاووشي" مجوز نداشته و به همين دليل ممنوع الصدا محسوب مي شده درست. اما آيا اين مشكل به حدي بزرگ و لاينحل مي بوده كه بخواهيم اين چنين قانون را در موردش اجرا كنيم؟.
چطور خوب مي دانيم در مورد مسائلي چنين حاشيه اي و در قبال افرادي بي سر و صدا قانون را عملي كنيم اما در مورد مسائل و مصلحتهاي اصلي نظام و اجراي قوانين مهم قانون اساسي هيچ حركتي نمي كنيم و اصلا به روي مبارك خود هم نمي آوريم و صد البته نمي آورند. از جمله اين اصل (24) از قانون اساسي كه مي گويد: «نشريات و مطبوعات در بيان مطالب آزادند مگر آنكه مخل به مباني اسلام يا حقوق عمومي باشند...». البته خود هم مي دانم قياس سنگيني است و اصلا اجراي اين كجا و آن كجا، اما به هر حال قانون است و بايد الاجرا.
اينجاست كه به صحت سيستمهاي قانوني و طي مراحل اداره جات و نهادهاي كشور شك و ترديد مي شود؛ "" كه اين رابطه سالاري است كه حكم مي كند چه كسي باشد و چه كسي نباشد نه ضابطه سالاري"". مدعايم هم اين است كه تا به حال بسيار ديده ايم و داشته ايم خوانندگاني كه نوع آهنگ سازي و اشعارشان بسيار بي محتوا و هجو مي نمايد اما موفق به گرفتن مجوز خوانندگي مي شوند اما اشخاصي چون "چاووشي" كه صد البته و قطعا حرف بيشتري براي گفتن دارند موفق به گرفتن جواز خواندن نمي شوند...!!
بايد دانست كه با چنين كارهايي نه "چاووشي ها" و نه "سنتوري ها" هيچ صدمه اي نخواهند ديد. --هر چند كه معتقدم "سنتوري" با حذف شدن صداي "چاووشي" تعداد زيادي از مخاطبان و مشتريان معطل پشت گيشه را از دست داد--.
""هيچ كس منكر نيست كه اجراي هر قانوني در جاي خود خوب است و ارجح، اما مي بايست كمي عاقلانه تر ديد و انديشيد كه واقعا كدام مشكل و اجرا نكردن كدام قانون است كه در زندگي مردم بيشتر خلل وارد مي كند و اصلا منافع ملي را بيشتر متضرر مي كند... .""
به هر حال "سنتوري" اكران مي شود اما نه با صداي " محسن چاووشي" بلكه با صداي "بهرام رادان"!!
""در اين ميان من مانده ام كه "رادان" چگونه توانست در عرض چند روز جواز خواندن بگيرد اما "محسن چاووشي" نتوانست با اين همه دوندگي اين مجوز را بگيرد!!"" هر چند كه اخيرا "محسن چاووشي" نيز در كشاكش بحثهاي حذف صدايش از "سنتوري"، توانست "مجاز" شود... .
..............................
اما موضوع ديگر كه بسيار دوست مي داشتم با شما در ميان بگذارم در مورد برنامه شب شيشه اي است.
شايد با شنيدن نام "شب شيشه اي" و "رضا رشيدپور" خدايي ناكرده "فحش ناموس" بر لبانتان بنشيند! شايد هم شروع به به به و چه چه و تحسين و تمجيد بكنيد! نمي دانم. اما هر چه كه هست معتقدم "شب شيشه اي" «همانطور كه همانند يك شيشه صاف و شفاف بود در عين حال همچون همان شيشه تيز و برنده بود و البته پاره كننده» ؛ كه بايد هم چنين مي بود. به همين دليل عليرغم تصور برخي مي توان گفت تا حدود زيادي شيشه اي بود.
به نظر مي آيد جاي چنين برنامه اي در تلويزيون ما بسيار خالي مي بود. به اين دلايل:
"قرار نيست برخلاف تصور برخي، هميشه از همه تعريف و تمجيد و سپاسگزاري شود." فكر نمي كنيد بعضي اوقات لازم است افراد در محك بحث و چالش و نقد هم كشيده شوند تا معلوم شود كه آن آقا يا خانمي كه در هر لباسي – چه خواننده، چه بازيگر و چه مسئول- روي اين صندلي نشسته آيا واقعا تا به حال كاري براي مردم انجام داده كه درخور توجه و تحسين باشد؟؟.
"بعضي اوقات واقعا لازم است و بايد مو از ماست كشيده شود... ."
در مجموع فكر مي كنم "رضا رشيدپور" –و هر آنكه بدو خط مي داد- تا حدود زيادي كار خود را خوب انجام دادند؛ هر چند كه برخي موافق ضايع شدن و تحقير شدن او بودند و هستند. اما هستند كساني هم كه "رضا رشيدپور" را دوست مي دارند. آنهم به خاطر اينكه آنهايي كه "ما ستاره مي ناميمشان" را به چالش مي كشد و خيلي چيزهاي ديگر.
اين را هم بايد گفت كه اين برنامه تا حد زيادي فقط شخصيتهاي هنري و بي حاشيه را مورد نقد و چالش قرار مي داد و در مورد مسئولان دولتي و كشوري كمتر جرات رك گويي و انتقاد را به خود مي داد؛ كه مسلما اين بر مي گردد به فضاي حاكم.
""اما به هر حال معتقدم شب شيشه اي را مي توان نمونه خيلي كوچكي از يك برنامه منتقدانه و چالش برانگيز از يك رسانه آزاد به حساب آورد"". -- توجه داشته باشيد كه گفتم "نمونه كوچكي از يك برنامه منتقدانه در يك رسانه آزاد"؛ اين قطعا بدين معنا نيست كه رسانه هاي كنوني در كشور ما آزادند و... --.
اميدوارم توانسته باشم منظورم را كامل و درست رسانده باشم.
شما برنامه "شب شيشه اي" را چطور برنامه اي ديديد؟ همچنين "رضا رشيدپور" را؟
............................
پاورقي: سعي كرده بودم در اين دو نوشتار لااقل كمي از سياست به دور باشم اما براستي باز هم رنگ و بوي سياست و سياست بازي را در آنها ديدم. سر آخر به اين نكته رسيدم كه سياست در همه مقوله اي وارد مي شود بي آنكه بعضي اوقات خود بدانيم و بفهميم. ""گويي اصلا زندگي بدون سياست معنا و وجود واقعي ندارد... .""
.......................................................................................

