تبليغاتX
پاورقی؛رنج هاي روزنامه نگارانه

جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386

کدام مردم سالاری دینی؟!

اصل 24 قانون اساسي مي گويد: «نشريات و مطبوعات در بيان مطالب آزادند مگر آنكه مخل به مباني اسلام يا حقوق عمومي باشند...».

آري قانون اساسي جمهوري اسلامي اين چنين مي گويد. زير پا گذاشتن قانون فقط عبور از چراغ قرمز، سرقت مال و مطالب ديگران و انجام هزاران عمل خلاف شناخته شده ديگر نيست. بلكه اجرا نكردن هر كدام از مفاد قانون از جمله قوانين اساسي كشور دست كمي از آن كه ندارد هيچ، بل جرمي سنگينتر نيز به حساب مي آيد. اما در مورد اجراي قوانين در كشورهاي مختلف تفاوتها كم نيست. در جايي از دنيا نشريات و مطبوعات و ديگر رسانه ها آزادانه به نشر مطالب و برنامه ها مي پردازند كه چه بسا راهگشا نيز مي باشد. اما در بسياري ديگر از كشورها، نشريات نمي توانند و نبايد دست به مقولاتي چون "انتقاد" بزنند! غافل از آنكه شايد همين "نقدها" راهگشاي مشكلات و معضلات گريبانگير جامعه و دولت باشد. در اين صورت آيا گفتن عبارت "كدام مردم سالاري ديني" حق نيست؟!.

اگر صرف برگزاري انتخابات، آنهم از ميان آنها كه از فيلتر "صلاحيت" گذشته اند، مي شود مدعاي داشتن مردم سالاري ديني خوب حرفي نيست. اما پس تكليف نقد و ايراد گيري مصلحانه چي مي شود؟.

مگر غير از اين است كه دولتها فقط و فقط در حكومتداري نماينده مردم اند براي اجراي قوانين و از آن مهمتر توزيع متعادل ثروت و رفاه و هزاران چيز ديگر؟ مگر غير از اين است كه مردم حق دارند به كار نماينده خود نظارت داشته باشند و آنرا بر محك نقد قرار دهند؟

پس چگونه است كه بعضي از آنها به برخي خواسته هاي مردم اعتنايي نشان نمي دهند و در جهت برآوردن اهداف و خواسته هاي اوليه مردم گام بر نمي دارند؟!.

مسئولان ما يا واقعا ويژگيهاي اصلي نظامهاي مردم سالار (دموكرات) را نمي دانند يا خود را به بيراهه زده اند. ويژگيهاي نظام مردم سالار چيست؟ آزادي بيان و عقيده، آزادي سياسي، نقد و نقادي، رفاه، توزيع متعادل ثروت، عدم وجود طبقه در جامعه، انتخابات آزاد و بسياري مهم ديگر. حال از روي انصاف اگر بخواهيم بگوييم، واقعا جامعه ما چند درصد از ويژگيهاي ذكر شده را داراست.

"نظام و حكومتي مردم سالار بود كه در آن حاكمش در سطح پايينترين (فقيرترين) افراد جامعه مي خورد و مي پوشيد و زندگي مي كرد."  

"در خطبه 114 نهج البلاغه علي (ع) حق مردم بر خود را باقي ماندن به ميثاق و نصيحتهايي كه وي را مي نمايند، مي داند."

حتي خليفه دوم در ابتداي خلافت به عنوان يكي از حقوق مردم بر خود مي گويد: «اگر از مسير حق و عدالت منحرف شدم، شما مرا راست كنيد. كه يكي از شهروندان عادلي دست به شمشير برده و فرياد سر مي دهد كه اگر راست نشدي با اين شمشير كج راستت مي كنم».

"پيامبر اسلام (ص) با آن عظمتش و با آگاهي از صلاح و رضاي مردم، همچنان نظرات و انتقادات آنها را مي شنيد، هر چند كه مي دانست راه و صلاح مردم از آن آنچه كه خداوند فرموده، است و جز اين نيست.

قصد تشويش اذهان را ندارم و به هيچ وجه نمي خواهم همچون منتقدان معاند، دولت و نظامي را بكوبم. چرا كه اصلا نه در اين حد هستم و نه هيچگاه مخالف تام نظام جمهوري اسلامي بوده ام. اما بايد بگويم بهتر نيست مسئولان عنوان "مردم سالاري ديني" را از پيكره نظاممان بردارند. لااقل تا زماني كه چندي از ويژگيهاي اصلي "نظام مردم سالاري" بر جامعه مان حاكم نشده. چرا كه از اين طريق هم اصول مردم سالاري خراب شده و هم مهمتر از آن ديني بودن آن به استهزاء گرفته شده است. از اين رو به نظر مي رسد تا دستيابي به مردم سالاري ديني راه درازي مانده باشد.

نكته ديگر اينكه چرا هر موقع صحبت از "نقد" مي شود "نقاد" را در زمره افراد معاند و مخالف و منافق مي آوريم؟ غافل از آنكه شايد قصد "نقاد" اصلاح باشد نه چيز ديگري.

بايد آگاه بود كه تعطيلي و توقيف نشريات و روزنامه ها و ممانعت از "نقد و نقادي" علاج كار نيست. "چرا كه آنچه در گوهر نقد –از نوع مصلحانه- خوابيده در هيچ چيز ديگر يافت مي نشود." براستي چه مي شد اگر جلوي "نقدهاي مصلحانه" برخي روزنامه ها گرفته نمي شد و اجازه داده مي شد تا آنها راه را براي دستيابي به اهدافي چون رسيدن به "عدالت" هموار كنند.

پاورقي: "نقد مصلحانه آن نوع از نقد است كه از سر دلسوزي و راهگشايي است نه با هدف توهين و تحقير و تخريب."

 

....................................................................................

نوشته شده توسط رضا بیطرفان در 20:53 |  لینک ثابت   • 

جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386

...............................................................

ترجمه كليه متون انگليسي

و انجام كليه تحقيقات دانشجويي

* با تضمين و كيفيت عالي *

5224062 - 0912

....................................................................................

نوشته شده توسط رضا بیطرفان در 20:52 |  لینک ثابت  

پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386

راه و چاه !

اجراي دور جديد طرح مبارزه با بد حجابي از اول ارديبهشت ماه از سوي مسئولان انتظامي نظام، گامي به اصطلاح "اثر بخش" از جانب ايشان تلقي شده است. اما عقل سليم ثابت كرده است كه واقعا اينگونه برخوردها سودمند و ثمر بخش نبوده و نخواهد بود. ولي آيا مي توان اينگونه از اشاعه روز به روز مظاهر فساد جلوگيري كرد؟ آيا فكر مي كنيد از  اين طريق مي شود كرامت و عزت واقعي زنان و مردان جامعه را به آنها باز گرداند؟!.

در دنيايي كه روز به روز استفاده ابزاري از انسان –بردگي نوين- گسترش مي يابد، و نيز بخش عظيمي از تبليغات و اشاعه فرهنگ استعمار در مورد گمراه كردن زنان و مردان بكار گرفته مي شود، چگونه مي توان انتظار داشت كه با اين چنين طرحهايي يكباره زنان و مردان جامعه اي ارزش والاي خود را درك كنند. اگر چه شايد چون مُسكني كه درد را موقتا مي كشد عمل كند ولي پس از اتمام اثر، به يكباره درد شديدتر از قبل بر پيكره جامعه نمايان مي شود، آنهم چه نمايان شدني... .

بايد دانست كه مظاهر تهاجم فرهنگي يا همان تبادل يكسويه فرهنگي، امروز در همه جاي فرهنگ ايران و ايراني رسوخ كرده است. اما فكر كرده ايم دليلش چيست؟

بد نيست براي روشنتر شدن مطلب توضيحي مختصر درباره چگونگي فرآيند ارتباطات فرهنگي (دو سويه و يكسويه (تهاجم فرهنگي)) ارائه شود:

پروسه يا فرآيند ارتباطات فرهنگي از جهاتي شبيه به ارتباطات كلامي است. در يك مكالمه بين دو نفر يكي مي تواند متكلم و ديگري شنونده –نه محض- باشد. مسلم است كه متكلم خيلي بهتر و راحتتر مي تواند بر روي شنونده تاثير بگذارد. در جريان مبادله فرهنگي هم وضع به همين ترتيب است.

دو كشور را در نظر بگيريد: يكي با داشتن "فرهنگي (ضعيف يا قوي)" اما در عين حال "ابزارهايي قدرتمند" براي ترويج آن، و ديگري با "فرهنگي كهن" اما "ابزاريهايي ضعيف و ناكارامد". مسلم است كه در جريان مبادله فرهنگي بين اين دو كشور، جامعه اي بهتر مي تواند فرهنگ خود را اشاعه دهد كه راه و ابزار قدرتمند تري را انتخاب كرده و يا به عبارتي شناخت درستي از ضعفهاي جامعه مقابل دارد.

از اينرو در جريان مبادله، كشور داراي فرهنگ كهن اما ابزار ناكارامد، توانايي اشاعه فرهنگ خود را در مقابل دريافت فرهنگ ديگري ندارد. طبق همين فرآيند است كه تبادل فرهنگي كه جرياني است دو سويه، به تهاجم فرهنگي كه جرياني است يك سويه، تبديل مي شود. پس در نتيجه اين ابزار قدرتمند است كه توانايي القاي فرهنگها را دارد. حتي اگر آن فرهنگ ارزش لازم را در خود نداشته باشد يا به اصطلاح تو خالي باشد.

"بي شك مسئله بد حجابي از مظاهر تبادل يكطرفه فرهنگ برهنگي است، كه بعضي جوامع آنرا به شدت دوست مي دارند. به همين دليل طبق همان اصل تبادل فرهنگي يكسويه و دو سويه، نبايد شاكي بود كه چرا بد حجابي در فرهنگ ديرينه ما رسوخ كرده است. بايد قبول كرد كه غرب با ابزار، و شناخت دقيق ضعفهاي ما، توانايي اشاعه فرهنگش را در خيلي موارد داشته حال آنكه ما اين توانايي را نداشته ايم.

موضوع ديگر كه مهم است اينكه برخي نوع پوشش و ظاهر شدن در اجتماع را نوعي از اشكال آزادي مي دانند، كه كاملا هم صحيح است و شكي در آن نيست. اما سوال اين است كه رسيدن به اين آزادي تا كجا مهم و ارزشمند است؟ آيا مي تواند به قيمت بازيچه شدن تمام شود؟! آيا مي تواند براي رفع يا بكار انداختن نياز و هوسهاي ديگران باشد؟! آيا مي تواند به قيمت از دست دادن كرامت و عزت واقعي انسان باشد؟!.

به همين دليل اجرا و موفقيت طرحهاي اين چنيني دور از ذهن به نظر مي رسد. چرا كه در دراز مدت پيامد مخربتري را هم موجب مي شود. كه متاسفانه اين ضرر بيشتر از همه متوجه دين و مذهب مي شود... .

"در نتيجه تنها راه درك عميق "رابطه آزادي و حفظ حجاب" رسيدن به سودمند بودن حجاب است." به عبارتي درك واقعي اين نكته از سوي زنان كه بدانند از طريق حجاب مصون مي شوند نه محدود.

"آري سالهاست كه راه را اشتباه رفته ايم. فيلتر، سانسور، جمع آوري –ماهواره و...- و طرحهاي حساب نشده به هيچ وجه جوابگوي نياز جامعه نيست. خيلي مرديم و راست مي گوئيم و دلمان براي وطنمان مي سوزد، بيائيم و به جاي بهانه گيري و انتقادهاي كوبنده – از سوي منتقدين- و پاك كردن صورت مسئله –از سوي مسئولان-، خوراك و نياز جامعه و جوان را بشناسيم و آنرا از طريق رسانه ها، مطبوعات و... اشاعه دهيم.

بد نيست مسئولان ما لحظه اي بينديشند كه در مقابل برنامه ها و فعاليتهاي خارجي چه كرده اند، كه توقع دارند زنان و مردان جامعه از راه مستقيم به خطا نروند... .

..................................................................................

نوشته شده توسط رضا بیطرفان در 22:35 |  لینک ثابت   •