جمعه هفدهم فروردین 1386
وحدت، شاه كليد گمشده
وحدت، شاه كليد گمشده
سالي را مي گذرانيم كه با عنوان اتحاد ملي و انسجام اسلامي نامگذاري شده است. تقارن نوروز با ميلاد پيامبر صلح، دوستي و مهر حضرت محمد (صلي الله عليه و آله) رنگي دگر به بهار داده است.
مخالفان پيشرفت كشورهاي اسلامي از گذشته تا به اكنون حربه اي با نام تفرقه افكني و گسستگي وحدت ميان مسلمانان را يكي از حربه هاي خود برگزيده اند و حال كه تلاشها و مخالفتهاي آنها از طرق ديگر بي ثمر مانده ايجاد تفرقه بين مسلمانان را در راس اعمال استعماري خود قرار داده اند. از بين رفتن وحدت بين دو شاخه به ناحق بوجود آمده مسلمانان يعني شيعه و سني، امروز كاملا در ميان كشورها و جوامع مسلمانان به چشم مي خورد. امري كه برخي شايد از آن بي خبرند و بي محابا بدان دامن مي زنند و شايد هم دانسته اقدام به آن مي كنند و به اصطلاح از آب گل آلود ماهي مي گيرند... .
در مجموع مهم اين است كه مسمانان جهان مخصوصا كشورهاي اشغال شده بايد هوشياري كامل را در مقابل اين حربه مستكبران حقير بدانند. بايد اين را هم در نظر داشت كه بد نيست برخي مواقع به جهت دستيابي به اصول مهمتر بايد حس ناسيوناليستي را فاكتور گرفت. از اينرو نامگذاري سال 1386 به اتحاد ملي و انسجام اسلامي كاريست بسيار شايسته و هوشيارانه و كوشيدن در راه بازگرداندن اين وحدت و حفظ آن كاريست بس شايسته تر و صد البته سخت تر. همانطور كه دود از بين رفتن اين انسجام به چشم خود ما مي رود، پاسداري و بازگرداندن اين وحدت نيز سرانجامش به نفع خود ما خواهد بود و لاغير، "پس بهتر نيست بهانه تراشان داخل و خارج و البته انسان، به جاي سنگ اندازي و دامن زدن به مشكلات، در حل و رفع مشكلات جامعه شان بكوشند؟!..."
اما مسئله بعدي كه بد نيست بدان نيز اشاره اي گذرا داشته باشيم آزادي سربازان انگليسي وارد شده به آبهاي ايران و از آن مهمتر واكنش دولت در قبال آنهاست. سربازان انگليسي به گفته خود در مدت 12 روز با كمال احترام در ايران بسر بردند و سرانجام به بهانه ي هفته وحدت و به پيروي از آموزه هاي پيامبر اسلام (ص) از طرف دولت ايران به كشورشان بازگشتند. "در روزگاري كه تخريب و بد جلوه دادن اسلام و شخصيتهاي والاي ديني يكي از حربه هاي استعمار نوين به حساب مي آيد، بي شك تكريم و از آن مهمتر آزاد كردن سربازان انگليسي علاوه بر مثبت تر كردن وجهه بين المللي كشورمان ايران، مي تواند بهترين تبليغ براي پيام آور صلح، رافت، بخشايش و جوانمردي رسول اكرم (ص) باشد."
/ عيد وحدت بر همه مبارك /
.........................................................................................
سه شنبه هفتم فروردین 1386
سرانجام هیچگاه
سلسله روایتهای """هیچگاه""" را از پست آخر (پایین صفحه) به اول بخوانید.
.............................................
زمانه غريبي است. به نظر شما آيا در دوره كنوني زندگي، بشر جز با انديشه و تفكر مي تواند سير بهتر زيستن و سرانجام تكامل و تعالي را سپري كند؟. انسان اين زمانه بي اختيار آنقدر غرق در روزمره گي شده كه ديگر كمتر وقتي براي فكر كردن دارد. با اين حال محال به نظر مي رسد جز با انديشيدن راه به جايي بتوان برد.
تفكر آنقدر ارزشمند است كه طبق قوانين جهاني توليد كننده و صاحب فكر داراي مالكيت معنوي نسبت به انديشه اي كه توليد كرده است مي باشد. انديشيدن و توليد انديشه كه امروزه از آن با عنوان جنبش نرم افزاري ياد مي شود حد و مرز نمي شناسد و در ابزارها و سخت افزارهايي چون اينترنت، رسانه هاي ديداري و شنيداري، مطبوعات و... نمود پيدا مي كند. چه بسا لحظه اي فكر كردن سرنوشت انسان را به كل عوض كند و انسان را از تلاش و زحمت بعد از بي فكري نجات دهد.
"با نوشتن هيچگاه خواستم اين را روشن كنم كه به نظر من مي توان وجود هر انسان معمولي اي را در ابتدا همانند يك كوير تشبيه كرد. اين كوير مي تواند چيزي مثل احساس بيهودگي، بي فايدگي، لا ابالي گري، تنهايي، هرزه گي، بيكاري، بي پولي و هزاران چيز ديگر و يا تركيبي از همه يا چندتاي اينها باشد."
"به نظر حقير تنها راه آبادي كوير وجود هركس، چيزي مثل باران است. ابر اين باران از "توكل و ياد خالق – و ياري گرفتن از پيشوايان دين خدا - ، تعقل(= انديشيدن)، اميد، عشق" و... به وجود مي آيد. كه بهترين و مهمترين آنها از نظر حقير همان مورد اول و دوم يعني توكل بر خدا و ياري از پيشوايان دين و نيز تعقل(=انديشيدن) است و پس از آن است كه بقيه امور راه رسيدن به تعالي را هموارتر خواهند ساخت. در اين راه شيطان و كرده ها و ناكرده هاي نادرست انسان بزرگترين و سخت ترين مانع به حساب مي آيد."
بعضي در يك سوم ابتدايي عمر، كوير وجودشان آباد مي شود و برخي تا آخر عمر همان كوير سابق مي مانند و برخي حتي از كوير وجود خويش هم تنزل مي كنند و عاقبت به پوچي مي رسند كه چه بسا متاسفانه سرانجامشان زوالي ننگين هم باشد.
مهم نيست كه چه كسي در كجاي كوير وجودش است. مهمتر اين است كه برخي چند شبه راه صد ساله مي روند، برخي چند ساله و برخي هيچگاه موفق به طي اين راه نمي شوند. مسلما بهترين آنها كسي است كه در جواني اين راه را طي كند و به سرانجام برسد... .
"اگر پستهاي قبلي با عنوان هيچگاه 1 تا 5 را با دقت دنبال كرده باشيد حتما متوجه شده ايد كه هدفم از نوشتن آنها به تصوير كشيدن نوعي از همين كويرهاي وجودي بود. البته بر آن شده بودم تا به اختصار بيان كنم. به همين دليل از ذكر و شرح جزئيات پرهيز كرده بودم. خدا كند كه موثر افتاده باشد."
..............................................................................

